از شوركا چه خبر؟
محل جنگ ديروز : خاكريز دشمن
محل جنگ امروز: بيمارستان

با خبر شديم دو رزمنده انقلاب « شيخ زراعتي و حسن درويشي » كه يادگاري از جنگ
به همراه دارن ( شيميايي ) در بستر بيماري هستن .
آرزوي سلامتي براي اين عزيزان بزرگوار
اين شعر هم تقديم به ...
سر خود را بگير بالا مرد ، مثل آن روزهاي باراني
گرچه اين روزها هواي شهر ، مي رهاند تو ز مهماني
هر چه باشد تو پهلوان هستي ، تا هميشه اميد يك ملت
چشم ها اگر چه بي رحمند ، تو ولي جاودانه مي ماني
سر خود را بگير بالا مرد ، زندگي ها به تو بدهكارند
تازه جوان بودي اما تو ، كردي خود را چه زود قرباني
اي ابوالهول هاي ساكت و متروك ، كوه طورم ز هم فرو پاشيد
سامري تر ز سامري گشتيد ، منكر آيه هاي رباني
اين كه خوابيده روي تخت اينجا ، شيميايي ست موميايي نيست
مثل اينكه نديده ايد از او ، نيمه شب سرفهاي پنهاني.
منبع : شعر نو
+ نوشته شده در دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط مصطفی حسنی شوركايی
|